![]() |
![]() |
|
|
پرسپوليس 1 - 0 فولاد خوزستان امروز و از سري مسابقات ليگ برتر تيم هاي فوتبال پرسپوليس و فولاد خوزستان در هفته بيست و دوم در ورزشگاه آزادي با يکديگر ديدار کردند که در پايان پرسپوليس به پيروزي يک بر صفر رسيد. مازيار زارع در دقيقه 24 از روي ضربه پنالتي تک گل پرسپوليس را به ثمر رساند تا اين تيم 3 امتياز بازي را به دست آورد. پرسپوليس با اين پيروزي 36 امتيازي شد و به رده سوم صعود کرد. محمودرفيعي داور مسابقه به علي بداوي، داسيلوا و جلال کاملي مفرد از تيم فولاد و علي کريمي و پژمان نوري از پرسپوليس کارت زرد نشان داد. ابراهيم توره ،مهاجم پرسپوليس در دقيقه 43 به دليل دريافت کارت زرد دوم از زمين مسابقه اخراج شد. به چه چيز بايد اميدوار بود؟ پرسپوليس از فولاد برد! اما نااميد کننده! کاملاً بدون تاکتيک و مشخص نيست چرا کارشناسي که در برنامه ي فوتبال برتر حضور دارد نيز بر اين تاکيد دارد که پرسپوليس قابل قبول بازي کرده! در شرايطي که با داشتن بهترين مهره ها، در طول کل زماني که توره در زمين بود حتي يک توپ سالم نيز به او نرسيد! (و پس از آن هم که با تصميم هاي خنده دار داور اخراج شد!) نيمه ي دوم نيز نيمه ي بي برنامگي پرسپوليس بود و اگر فولادي ها در زدن ضربات آخر دقت داشتند، اکنون ما بازي را باخته بوديم! نکته ي جالب اينجاست که ما هر چه به سيستم بازي تيم نگاه کرديم، نفهميديم اين سيستم چه سيستميست!؟ پژمان نوري، کريم باقري، محمد منصوري و مازيار زارع در تمامي نقاط زمين حضور داشتند و به عبارتي همگي بازيکن آزاد بودند! ما نميخواهيم با توجه به اين برد مهم، لطمه اي به پرسپوليس بزنيم. اما واقعاً با اين همه مهره بايد اينگونه بازي کرد؟ بايد اينقدر مبتدي و ساده بود؟ ما هواداران پرسپوليس همچنان سرمربي و کادر فني تيممان را پشتيباني ميکنيم اما باور کنيد اين نوع بازي بدان معنا بود که هنوز ناکامي هاي ما تمام نشده است! با اين سيستم در مقابل بسياري از تيم ها متضرر خواهيم شد! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 12:51 توسط علی اصغر |
|
|
سلام ببخشيد دير شد. يه کاغذديواري بمناسبت ايام محرم براي پرسپوليسي ها آماده کردم. اميدوارم خوشتون بياد. التماس دعا
منبع (wWw.FcPersepolis.ir |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 13:13 توسط علی اصغر |
|
|
امروزه در سرتاسر جهان فوتبال به عنوان صنعتي پردرآمد و سودآور شناخته شده و البته ورزش و سرگرمي اي بسيار پر طرفدار است. از اين رو مديريت هوشمندانه و منظم و برنامه ريزي مناسب براي گسترش اين ورزش-صنعت عظيم در تمامي نقاط جهان مورد توجه قرار گرفته است. و اما ايران، کشوري که از بعد از انقلاب اسلامي که در سال 1357 صورت گرفت، اگر فارغ از جنبه ي سياسي و از ديدگاه وضعيت کلي اقتصاد و به خصوص باشگاه داري ورزشي به آن نگاه کنيم، نه تنها پيشرفت نکرده بلکه دچار عقب ماندگي زيادي نيز شده است. باشگاه هاي بزرگي همچون پرسپوليس و تاج (استقلال کنوني) و چندين باشگاه ديگر با بافت خصوصي و درآمد نسبي علاوه بر اين که حيات خود را حفظ ميکردند، براي صاحبان خود نيز سود آور بودند. در حالي که پس از انقلاب ورزش به طور کلي دولتي شد و تا به امروز، با وجود بحث هاي زيادي که پيرامون واگذاري آن به بخش خصوصي شده اما هنوز خبري از اين تحول مهم نيست. به هر حال شرايط موجود هميني است که وجود دارد و بايد باشگاه ها در کنار همين ساختار کاملاً غلط مديريت ورزشي حيات خود را حفظ کنند. در حقيقت موضوع اين است که اکثر باشگاه هاي ورزشي ايراني از راه هايي که بيش تر باشگاه هاي بزرگ جهان از طريق آن ها کسب درآمد ميکنند امکان کسب درآمد ندارند! از جمله: 1) درآمدهايي که از طريق استاديوم اختصاصي تيم به دست مي آيند: تبليغات دور زمين، فروش بليط، اجاره دادن زمين هاي تمرين باشگاه و ... 2) درآمد هايي که از طريق ترانسفر بازيکنان به باشگاه هاي ديگر به دست مي آيد. چنين نوع درآمدي نيازمند عقد قرارداد هاي طولاني مدت (مثلاً 5 ساله) با بازيکنان است که در اين صورت بازيکن اگر بخواهد زودتر از پايان قرارداد از تيم جدا شود، مبلغي قابل توجه از قرار داد جديد وي به باشگاه ميرسد. در حالي که در ايران مدت زمان قرارداد ها معمولاً کم تر از 3 سال است. 3) درآمد هايي که از راه فروش محصولات باشگاه در فروشگاه هاي رسمي باشگاه به دست مي آيند. اين بخش معمولاً بسيار پر سود است و براي مثال، پيراهني که شايد از نظر نوع دوخت کيفيت فوق العاده اي هم نداشته باشد، فقط و فقط به خاطر قرار داشتن Brand (نماد يا لوگوي باشگاه) روي آن، قيمت بسيار بالايي پيدا ميکند. 4) درآمدهايي که به صورت هاي مستقيم و غير مستقيم با اسپانسر هاي مختلف کسب ميشوند، از جمله: اسپانسري که بر روي پيراهن تيم نقش ميبندد، اسپانسري که بازي هاي تيم در مسابقات مختلف را از طريق شبکه ي ماهواره اي خود در تمام جهان پخش ميکند، اسپانسري که خدمات حمل و نقل تيم به مکان هاي مختلف را ارائه ميدهد و ... . 5) شايد آکادمي هر باشگاه را نتوان جزو درآمد هاي مستقيم آن باشگاه به حساب آورد اما فراموش نکنيد که بازيکناني که در آکادمي خود باشگاه رشد کرده اند و به تيم اصلي رسيده اند، هزينه اي بسيار کم تر نسبت به آن هايي دارند که در تيم هاي ديگر ساخته شده اند و اکنون باشگاه اقدام به خريد آن ها ميکند. نکته ي مهم اين است که بازيکناني که در باشگاه هاي حرفه اي ساخته ميشوند، معمولاً قرارداد هاي طولاني مدت با تيم خود دارند و به همين جهت در صورتي که بخواهند به تيم ديگري ملحق شوند، مبلغي بالا از آن قرارداد به باشگاه ميرسد. و چندين راه کوچک و بزرگ ديگر براي درآمد ... اکثر باشگاه هاي ايراني از جمله پرسپوليس و استقلال، از موارد 1 و 2 و 3 به هيچ وجه درآمد ندارند و در موارد 4 و 5 نيز درآمدي بسيار ناچيز کسب ميکنند. به همين دليل فوتبال ايران جز خرج براي دولت هيچ چيز ندارد و آن را نميتوان صنعت به حساب آورد. و اما پرسپوليس ... همان طور که گفتيم، درآمد باشگاه ها در ايران بسيار محدود است و به همين جهت باشگاه ها بايد با استفاده از مديران بسيار کارآمد و توانا از اين حداقل درآمد نهايت استفاده را ببرند. در فصل 87-86 پرسپوليس با مديريت قوي حبيب کاشاني به قهرماني ليگ رسيد و يکي از مهم ترين عوامل اين قهرماني، انتخاب درست اسپانسر و تنظيم دخل و خرج باشگاه بود. پرسپوليس در همان ابتداي فصل در چند قسط پول خود را از اسپانسرش دريافت کرد و با توجه به درايت کاشاني، با کم ترين مشکل مالي فصل را به پايان برد. ضمن اين که در اين مدت بدهي هاي پرسپوليس به نهادها و افراد مختلف نيز کاهش قابل توجهي داشت. و اما در آغاز اين فصل، يعني فصل 88-87، در شرايطي کاملاً سياسي و مشکوک حبيب کاشاني مجبور به استعفا شد و داريوش مصطفوي به عنوان مدير عامل باشگاه روي کار آمد. در همين زمان بود که پرسپوليس با خريد ستارگاني همچون توره، منصوري، محمد، شيري، پترويچ، معمارزاده، زارع، علوي و ... و آوردن مجدد قطبي به عنوان سرمربي نظر هواداران خود را جلب کرده و چه چيز براي هواداران بهتر از اين که علي کريمي و رحمان رضايي نيز در ادامه به تيم اضافه شدند تا جمع ستارگان کامل شود! اما خراب کاري هاي مصطفوي تازه زماني مشخص شد که افشين قطبي استعفا داده و از ايران رفت! قرارداد قطبي کاملاً با چيزي که مصطفوي گفته بود تفاوت داشت و البته، مصطفوي هم تا توانست قطبي را در ذهن مردم خراب کرد تا خودش خراب نشود. اما خوشبختانه هواداران پرسپوليس عاقل تر از اين هستند ... آيا شما فکر ميکنيد بازيکناني مثل توره و زارع با مبلغي کم تر از 400 ميليون تومان با پرسپوليس قرارداد امضا کرده اند؟ پس منتظر رو شدن بيش تر دست مصطفوي در آينده باشيد ... زماني که مصطفوي مدير پرسپوليس شد، ما در همين سايت براي ايشان آرزوي موفقيت کرديم و عنوان کرديم که بايد به ايشان فرصت داد. اما فرصت تمام است! پرسپوليس امروز در شرايطي به ملوان ميبازد که تيم هميشه بي پول ملوان پيش از بازي 70 درصد قرارداد بازيکنان را به آن ها پرداخت کرده و پرسپوليس هنوز از به اصطلاح اسپانسرش هيچ پولي نگرفته! شرکت ماري براون در ازاي قرار گرفتن نامش بر روي پيراهن پرسپوليس وعده ي 3 ميليارد تومان پول را داده بود که قرار شد اين پول در ماه فروردين سال 87 به دست پرسپوليس برسد! و افتضاح تر از آن نيز اين که اخيراً اين شرکت اعلام کرده که فقط در ليگ و جام حذفي اسپانسر پرسپوليس است و فقط حاضر است يک و نيم ميليار تومان بپردازد! و خنده دار تر از آن اين که پرسپوليس هم پذيرفته! مسئله اينجاست که مصطفوي حتي اگر استقلالي هم بود به خاطر حفظ آبرويش چنين افتضاحي را در پرسپوليس به بار نمي آورد و از اين معادله تنها يک نتيجه ميتوان گرفت: بي لياقتي مصطفوي! به هر حال با اين شرايطي که مصطفوي ايجاد کرده، تنها راه موفقيت تيم برکناري اوست که با توجه به هيچکاره بودن هواداران مثل هميشه ما فقط بايد منتظر بمانيم! |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 13:10 توسط علی اصغر |
|
|
پرسپوليس 0 – 2 ملوان بهترين فرصت براي کم کردن فاصله با صدر جدول از بين رفت...! تيم هاي پرسپوليس و ملوان بندر انزلي در هفته بيستم ليگ برتر ايران با يکديگر ديدار کردند که در پايان تيم ملوان با نتيجه 2 بر صفر به پيروزي رسيد. عليرضا رمضاني در دقيقه 54 و محمد حيدري در دقيقه 83 براي ملوان گلزني کردند تا تيم ميهمان 3 امتياز را برابر پرسپوليس به دست آورد. عليرضا فغاني؛ داور مسابقه بابک پورغلامي و عليرضا رمضاني را با کارت زرد جريمه کرد. بازيکنان تيم پرسپوليس: عليرضا حقيقي، سپهر حيدري(محمد منصوري)، رحمان رضايي، نبي اله باقري ها، مجتبي شيري، عليرضا محمد، پژمان نوري، حسين بادامکي(هادي نوروزي)، ايوان پترويچ(کريم باقري)،ابراهيم توره و عليرضا نيکبخت واحدي. بازيکنان تيم ملوان: مسعود غلامي زاد، سعيد سالارزاده، مهدي چمن آرا،فيليپه آلوز دسوزا، امير خدا مرادي(مهران جعفري)، آلن باسيج، بابک پورغلامي،محسن گياهي(محمد نزهتي)، سعيد يوسف زاده،عليرضا رمضاني و محمد حيدري(آرش سوسريان( |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 13:9 توسط علی اصغر |
|
|
چرا حيطهي مسئوليتها در پرسپوليس مشخص نيست؟ پس از رفتن افشين قطبي و منصوب شدن افشين پيرواني به سمت سرمربيگري پرسپوليس، حدس و گمانهاي بسياري مبني بر موفقيت يا عدم موفقيت او مطرح شد! با توجه به سابقهي طولاني او در کسوت بازيکني و کاپيتاني و يدک کشيدن لقب ((افشين با تعصب)) بيشک مورد استقبال و حمايت هواداران قرار گرفت. همچنين با سپردن وظايف –نسبت به دوران سرمربيگري قطبي- به احمدرضا عابدزاده که از جايگاهي خاص در ميان طرفداران برخوردار است بر ميزان حمايتها از خود افزود. پس از گذشت 3 بازي و کسب 7 امتياز در دو بازي ليگ و يک بازي از جام حذفي بسياري از هواداران و همچنين کارشناسان امر به موفقيت او در سمت سرمربيگري پرسپوليس اميدوار شدند. قبل از بازي با راهآهن خبرهايي از واکنش باشگاه نسبت به صحبتهاي پژمان نوري که حاکي ناراحتياش از جدايي افشين قطبي بود، شنيده ميشد. اما کمتر کسي تصور ميکرد که پيرواني در برابر خواستههاي شخص مديرعامل کوتاه بيايد و اجازهي دخالت در امور فني را به او بدهد اما...
با شروع بازي و نيمکتنشيني پژمان که به حق يکي از بهترين و کم افت و خيزترين بازيکنان پرسپوليس در سالهاي اخير بوده است، مهر تاييدي بر تمامي شايعات زده شد! پرسپوليس در بازي با راهآهن درخشان بازي نکرد اما نتيجه را از آن خود کرد و شايد به همين دليل عدم حضور نوري در زمين زياد به چشم نيامد. اما در روزهاي بعدي خبرهاي رسيده از تمرين نشان ميداد که اين داستان سر دراز دارد!!! هنگامي که بازيکن با تعصب و بيحاشيهي پرسپوليس در حال صحبت با سرمربي تيم پيرامون وضعيت خود و نيمکتنشيني اخيرش بود، جناب مديرعامل سر ميرسد و رو به بازيکني که يکي از عوامل قهرماني پرسپوليس در سال گذشته بود ميگويد که بازيکناني بهتر از او دارند!!! حرفي که مسلما در حيطهي صلاحيت و تشخيص مديرعامل يک تيم نيست. بعد هم صحبت از صدور رضايتنامه در صورت درخواست او ميکند... به هر شکل پژمان نوري در بازي مقابل سايپا هم نه تنها در ترکيب 11 نفره قرار نداشت بلکه به روي سکوهاي سرد آزادي هم تبعيد شد تا از دور شاهد تلاشهاي بيثمر و از هم گسيختهي همتيميهايش براي شکست تيمي باشد که بسياري از تيمهاي ليگ موفق به شکستش شده بودند! تنها به اتهام اينکه از فراري دادن مربي لايق و با شخصيت از فوتبال ايران ناراحت بود و تعجبش از متعصب شدن ناگهاني و سر جلوي توپ گذاشتن برخي از بازيکنان پس از اين اتفاق را ابراز کرده بود!!! البته که هواداران فهيم و با غيرت پرسپوليس نيز در طول بازي بارها پژمان را مورد تشويق قرار دادند و در پايان بازي از عملکرد مديريت تيم به شدت انتقاد کردند! با توجه به اين اتفاقات و در پيش بودن بازيهايي به مراتب سختتر و رويارويي با حريفان قدرتمند آسيايي بعيد به نظر ميرسد که با ادامهي اين روند اين تناقض آشکار در رفتار و گفتار مديريت تيم، پرسپوليس بتواند رضايت هواداران ميليوني خود را جلب کرده و نتايجي در خور عظمت و بزرگيش کسب کند. همچنين از افشين پيرواني که خود ساليان دراز پيراهن مقدس سرخ را بر تن داشته، درد آشناي بازيکنان است و ادعاي هواداري پرسپوليس را دارد، پس مسلماً خواستهها و احساسات هواداران را درک ميکند، انتظار ميرود که در برابر خواستههاي نابجا ايستادگي کند و اجازهي دخالت در امور فني را ندهد و از حق بازيکنان خود دفاع کند. مگر اينکه بخواهد سرمربي بماند، به هر قيمتي!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم دی 1387ساعت 20:27 توسط علی اصغر |
|
|
پيکان 2 – 2 پرسپوليس
نخستين تجربه مربيگري افشين پيرواني / 2 پنالتي بر باد رفته توسط نيکبخت... تيم فوتبال پرسپوليس در نخستين تجربه مربيگري افشين پيرواني برابر پيکان قزوين به تساوي 2 بر 2 دست يافت. با شروع اين ديدار پرسپوليس در دقيقه 3 توسط ابراهيم توره به گل اول دست يافت. اين تيم در دقيقه 7 نيز صاحب يک ضربه پنالتي شد که عليرضا نيکبخت واحدي نتوانست اين توپ را به گل تبديل کند و محمد محمدي ضربه را مهار کرد. براي تيم فوتبال پيکان هم ايمان حيدري در دقيقه 33 و محمدرضا طهماسبي 37 گل زدند تا اين تيم بازي باخته در نيمه اول را با پيروزي عوض کند. با شروع نيمه دوم پرسپوليس روند هجومي تري به خود گرفت و موفق شد در دقيقه 52 بازهم توسط ابراهيم توره به گل دوم و تساوي دست پيدا کند. در ادامه اين ديدار شاگردان افشين پيرواني در دقيقه58 بازهم صاحب يک ضربه پنالتي شدند که اين بار هم عليرضا نيکبخت واحدي مثل پنالتي اول موفق عمل نکرد و محمد محمدي ضربه دوم پنالتي را هم مهار کرد. تيم فوتبال پيکان با اين تساوي 29 امتيازي شد و همچنان در صدر جدول باقي ماند و تيم پرسپوليس با 23 امتياز در رده ششم جدول قرار گرفت. تحليل اين مسابقه: در روزي که پرسپوليس تاکتيکهاي از پيش تعبيه شده ي قطبي را به کار برد، همه شاهد اين بودند که اين تيم در اوج قرار داشت و فقط با کمي بدشانسي پيروز مسابقه نبود. قضيه از اين قرار است که قطبي پس از بازي مقابل صباباتري، تصميم گرفت که از سيستم 2-4-4 به صورت لوزي (يعني به صورتي که 4 مدافع باشند، يک هافبک دفاعي جلوتر از آن ها، دو هافبک گوشه جلوتر از وي، يک هافبک تهاجمي جلوتر از آن دو و دو مهاجم نوک) استفاده کند و البته، در طول اين مدت قطبي از پرسپوليس جدا شد و اين پيرواني بود و پرسپوليس! پيرواني نيز همان روشي که قرار بود استفاده شود را مورد استفاده قرار داد و اين بازيکنان را به ميدان فرستاد: عليرضا حقيقي، عليرضا محمد، سپهر حيدري، نبي اله باقري ها، مجتبي شيري، مازيار زارع، علي کريمي، پژمان نوري، کريم باقري، ابراهيم توره و عليرضا نيکبخت واحدي. نکات مثبت در اين سيستم عبارت بودند از: بازي خوب شيري در سمت چپ خط دفاع، عملکرد خوب مازيار زارع به عنوان تنها هافبک دفاعي و پژمان نوري به عنوان هافبک چپ، بازي قابل قبول توره در نوک جمله و مهم تر از آن بازي درخشان حسين بادامکي (که به جاي باقري به ميدان آمد) و هادي نوروزي (که به جاي نيکبخت به ميدان آمد). علاوه بر اينها، مدافعان مياني بسيار هماهنگ تر از گذشته بازي کردند، گرچه دروازبان جوان پرسپوليس اشتباهات عجيبي را از خود بروز داد. نيکبخت نيز خوب بود، اما چه فايده که او دو پنالتي را از دست داد و يک پيروزي شيرين را از ما گرفت! و اما تيم پيکان، اين تيم يکي از معدود تيم هاييست که در هر شرايطي حمله را به دفاع ترجيح ميدهد و دليل موفقيت اين تيم جوان نيز همين بوده است. پيکان در اين مسابقه هم موقعيت هاي فراواني به دست آورد اما به هر حال نتيجه اي که به دست آمد نتيجه ي مساوي بود. پرسپوليس امروز، تيمي يکدست و مقتدر بود و با وجود اين که تا به اينجاي کار ما از 15 بازي فقط 23 امتياز به دست آورده ايم، اما ميتوانيم بيش تر از اين امتياز بگيريم و به سوي قهرماني پيش برويم ...
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 10:29 توسط علی اصغر |
|
|
خداحافظ افشين عزيز! هر کجايي خدا به همراهت، ولي بدون براي ما هميشه امپراطور خواهي ماند... با سلام به دوستان عزيزم، شايد عجيب ترين خبر ورزشي که در چند ماه اخير شنيده باشيم، مربوط باشد به امروز صبح! اخباري که حکايت از رفتن امپراطور سرخ ها مي کرد و در صدر اخبار تمام خبرگزاري ها قرار گرفته بود... اين مطلب شايد کمي طولاني باشد ولي حقايقي را در بر دارد که اميدوارم بتواند شما را جهت دلايل رفتن افشين قطبي قانع کند! پس به شما توصيه مي کنم تا انتهاي اين مطلب با ما باشيد و از نظرات گرانبهاي خودتون ما رو بي نصيب نگذاريد... ** اين مطلب توسط مژده لاريجاني نوشته شده و ايشان از اين به بعد با ما در اين سايت همکاري مي کنند: من حتي به ذهنم هم خطور نميکرد که اين مرد غريبه روزي بشود امپراطور دنياي سرخ من! درست پس از جام ملتها بود که زمزمهي سرمربيگري او در پرسپوليس من آغاز شد. مديرعامل جديد پرسپوليس که همه فکر ميکردند دوست چندين سالهي خود، حميد استيلي، را عهدهدار سمت سرمربيگري پرسپوليس ميکند و و حتي با نظر او جذب بازيکن کرده بود. به ناگاه صحبت از مذاکره با افشين قطبي کرد. هيچکس اميدوار نبود که او به ايران بيايد! همه با ناراحتي و در کمال بيانصافي از آناليزور بودن او دم ميزديم و از اينکه او تا به حال سابقه سرمربيگري نداشته است و از پس حاشيههاي پرطرفدارترين تيم آسيا برنميآيد! و منصفترينهايمان از نيامدن او و عدم پذيرش کار در ايران ميگفتند! اما او آمد... مثل هيچکس قصهي ما آمد تا محبوب قلبهاي نه فقط 30 ميليون سرخ دل، بلکه 70 ميليون ايراني شود!
صداقت کودکانهاش و سخن گفتن شيرينش همه را جادو کرد... جادوي صداقت! عنصر گمشدهاي که انگار در فوتبال اين سرزمين داشتنش جرم بود و کسي که صادق بود بايد از اين فوتبال بيرون ميرفت!! بعد از مدتها پرسپوليس پيروز بود، گاهي با بازي زيبا و گاهي بدون آن! و باز هم انتقاد پشت انتقاد! کساني که فراموش کرده بودند سال گذشته چطور دنيزلي را مورد عتاب قرار داده بودند که به تيمي که زيبا بازي ميکند جام نميدهند، تيم بايد پيروز باشد و ... حالا افشين را مورد مؤاخذه قرار ميدادند و امپراطور باز هم ميخنديد و پاسخ ميگفت... ميخنديد و از آينده حرف ميزد! خدا نميخواست که امپراطور دست خالي برود... خدا صداي هواداران را شنيد، دعاي 30 ميليون سرخ دوست، دعاهاي ميليونها مادر پشت سر پرسپوليس بود قبول! اما باور کنيد صداي دل پاک افشين از همه بلندتر بود! خدا نميتوانست بگذارد که بندهي پاک و صادقش در برابر توهينها و تهمتها قرار بگيرد! گرچه امپراطور خيلي خيلي پيش از سوت پايان بازي 28/2/1387 قهرمان دلهاي هواداران بود!! امپراطور من!! هرکس که بيايد و برود تو همان امپراطور پرسپوليس خواهي ماند! پرسپوليس پس از تو امپراطور ديگري نخواهد داشت، حالا که بسته شده چمدان نماندنت برو، برو که فاصلهها را گر با عشق اندازه بگيري هيچکس دور نيست و تو هميشه با مايي امپراطور سرخ دل! و ما همه منتظرت ميمانيم... اينجا آخر خط نيست امپراطور رؤياها، دوباره به هم ميرسيم، تا هميشه چشم به راهت هستيم... ممنون که به ما ياد دادي در اين فوتبال هم ميتوان پاک آمد، پاک ماند، بدون ادعا و زد و بند و خريدن ليدر موفق شد، جاودانه شد، اسطوره ماند و پاک رفت... و ما ميمانيم و برايت دعا ميکنيم... دلمان برايت تنگ ميشود، براي خودت، شخصيتت، پاکيات، غرور ايرانيات، بزرگواريات، صداقتت، خندههايت، روحيه دادنت، عشق و محبتت و... امروز بعد از 5 ماه که امپراطور بازگشته بود، دوباره ساعت 4:30 صبح تهران را ترک کرد! اما اينبار ابتدا به قصد دبي و سپس کره، براي هميشه! ديگر نتوانست اين شرايط را تحمل کند... حالا بيشتر از قبل حسرت ميخورم و ميگويم که کاش برنگشته بود، کاش بر نميگشت که دل شکسته برود! امپراطور هميشگي پرسپوليس، خدا به همراهت.... ** و اما نوشته هاي امير در مورد استعفاي امپراطور: افشين از ايران رفته ... همچنان بحث بر سر او ادامه دارد، مخالفان با دلايل هميشگي از او انتقاد ميکنند و از رفتنش خوشحال اند، موافقان هم مثل هميشه از او دفاع ميکنند و از رفتنش ناراحت اند! افشين رفت، مردي که در جامعه ي غرب ياد گرفته بود هيچ وقت قانون را زير پا نگذارد، پس از چند قانون شکني در ابتداي فصل و به زبان آوردن سخناني عجيب در مورد داوران و شرايط موجود، اين بار قانون شکني بزرگ تري انجام داد و در حالي که همچنان با پرسپوليس قرارداد داشت، رفت! آيا او اين قانون شکني را از ما ايرانيان ياد نگرفت؟! به نظر من حماقت است که مسئولان باشگاه بخواهند او را بازگردانند و از آن بدتر اين که خودش برگردد! افشين کم تر از 2 سال در ايران بود و بار ديگر به ما ايراني ها دليل اين که نوابغمان سر از اروپا و آمريکا در مي آورند را نشان داد. آري! ما دست کمي از زامبي هايي که در فيلم هاي ترسناک مشاهده ميشوند نداريم! روح و روان و عواطف افراد را زير پايمان لِه ميکنيم و در اين ميان هرکس بخواهد مثل انسان باشد، به عنوان يک دلال دزد شناخته ميشود!! افشين عزيز، برو، برو که اينجا کساني مثل پروين را مي طلبد که تمامي تقصيرات را به گردن اين و آن مي انداخت و يک بار، فقط يک بار حاضر نشد ضعف هاي خودش را بگويد. (نگاهي به مصاحبه هاي پروين در آخرين فصل مربي گري اش در پرسپوليس و گفته هاي او در مورد معدنچي بيندازيد.) اينجا ايران است، کشوري که مردمش به واقع ابله ترين مردم روي زمين اند و براي اثبات اين گفته، فقط کافيست ببينيد که در انتخابات آينده ي رياست جمهوري به چه کسي راي خواهند داد!!! ما عادت کرده ايم! خسته شده ايم! از همه چيز بيزار شده ايم! افشين قطبي را با رفتارشان لِه کردند و زماني که فقط و فقط از روي ناراحتي خطاب به خبرنگاران (که هميشه فقط دروغ ميگويند و مينويسند) حرفي زد، آنقدر بزرگش کردند که افشين به غلط کردن افتاد! يا مثلاً زماني که قطبي فقط و فقط بر اثر تسلط بهتر بر زبان انگليسي، واژه اي را به زبان آورد که از نظر ما معناي خوبي نداشت، آنقدر اين بحث را طول دادند که باز هم افشين خود را مقصر دانست! و اما در نهايت، يک سوال ساده. به نظر شما قطبي در کره که به عنوان يک فرد فوتبالي کار کشته شناخته شده و مورد احترام همه است راحت تر است يا در جامعه ي جهان سومي ايران که بسياري ميخواهند سر به تنش نباشد؟! پاسخ ساده است. افشين پاسخ سوال را داد ... ** براي تشکر از همه زحماتي که امپرطور براي پرسپوليس کشيد، اين کاغذ ديواري (کار دوست و همکار عزيزم، مهدي) رو تقديم مي کنم به اين مرد بزرگ و فراموش نشدني...
** اين مطلب رو هم خودم مي نويسم (قاسم پرسپوليسي): باور کنيد که دستهايم توان نوشتن ندارد ولي باز هم مي نويسم تا از افشين عزيز تشکر کنم... او آمد ولي نمي دانست که مي خواهند نابودش کنند! نمي دانست که محبوبيت اشخاص در حکومتهاي ديکتاتوري مي تواند براي اون حکومت دردسر ساز شود! مي خواستند نابودش کنند چون در يک سال به محبوبيتي رسيد که شايد کمتر کسي به اين محبوبيت رسيده باشد، روزي که او خداحافظي کرد و از ايران رفت مردي بود که در ايران به واسطه محبوبيتش نفوذ زيادي داشت! (مردي در خارج از ايران با بيش از 30 ميليون هوادار!)، دست هاي پشت پرده تصميم گرفتند تا او را با وعده هاي پوشالي بازگردانند و ذره ذره محبوبيتش را از او بگيرند و نابودش کنند! که گويا اصلا چنين شخصي وجود نداشته است!! او اين اواخر دست هاي پشت پرده را ديده بود و فهميده بود که مي خواهند نابودش کنند، چون در مصاحبه اي گفت: "مطمئن هستم اگر تا 10 فصل در تيم پرسپوليس باشم و تمام اين 10 فصل را قهرمان شويم و در طول اين مدت قهرمان آسيا هم شويم، اگر در حين فصل يازدهم دو، سه بازي را نتيجه نگيريم، همين وضعيت خواهد بود!" اين حرف افشين قطبي خيلي زيباست و همينطور گوياي همه چيز! او رفت ولي در دل ما ذره اي از دوست داشتن او کم نشد! (با اين جو مسموم که عليه افشين ايجاد شده بود، نظر سنجي برنامه 90 نشان داد که هنوز 80% مردم به او اعتقاد دارند و اين چيز کمي نيست!) افشين عزيز اين رو بدون که در دل هواداران واقعي پرسپوليس، تو هميشه امپراطور خواهي ماند و اميدوارم روزي به سقف آرزوهايت که بالا بردن کاپ جام جهاني است، دست پيدا کني... 6 سال انتظارم با تو به سر رسيد امپراطور ، تا آخر عمر خاک پايتم... او رفت تا بي مهري ها به پرسپوليس تمام شود، رفت تا آقايان دست از سر پرسپوليس بر دارند! او فهميد و به همين دليل خودش را براي پرسپوليس فنا کرد تا از اين به بعد همه چيز به نفع پرسپوليس باشد! اگر در بازي هاي بعدي ديديد داوري ها به نفع پرسپوليس بود اصلا تعجب نکنيد! (اين ها هم بخشي از دست هاي پشت پرده است که همه گمان کنند علت نتيجه نگرفتن پرسپوليس، قطبي بود و بس!). اگر ديديد کميته انضباطي و فدراسيون فوتبال با پرسپوليس مهربان شدند، باز هم تعجب نکنيد! و در پايان به پرسپوليسي هاي عزيز هم يادآور مي شوم که ما پرسپوليس را دوست داريم و در هر شرايطي از پرسپوليس حمايت مي کنيم و اين اشخاص هستند که به واسطه پرسپوليسي بودنشان براي ما عزيز مي شوند... باز هم به اميد موفقيت پرسپوليس و لبخند بر لب همه سرخ دلان...
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 10:27 توسط علی اصغر |
|
|
سرمربي پرسپوليس براي برطرف شدن حاشيهها استعفا کرد ... افشين قطبي، سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس تهران، پس از استعفايي که شب گذشته کرد، صبح امروز تهران را به مقصد دوبي ترک کرد. قطبي تا دو روز آينده راهي کره جنوبي خواهد شد. مدير برنامههاي وي، اظهار داشت: "دلايل مختلفي براي رفتن قطبي وجود دارد. او مربي حرفهاي است و چشم ديدن مشکلات فوتبال ايران و پرسپوليس را ندارد. او دوست نداشت که شرايط پرسپوليس از اين بحرانيتر شود. وي تصميم خود را گرفت و براي هميشه از ايران رفت." نامه ي افشين قطبي، خطاب به مردم ايران و هواداران... در متن نامهي افشين قطبي آمده است: مردم غيور و ارجمند ايران هواداران دوست داشتني پرسپوليس با سلام، استحضار دارند اينجانب سيد افشين قطبي با عشق خدمت و با قلبي مملو از علاقه به هواداران و طرفداران تيم فوتبال پرسپوليس عليرغم گرفتاريهاي بسيار به دعوت مسوولين باشگاه پرسپوليس آري گفته و مجددا با اميد استفاده از همکاري صميمانه کادر فني جديد و در خدمت داشتن ستارگان فوتبال ايران، فعاليت خود را شروع کردم. اکنون با توجه به حوادث حاشيهاي تيم که برخي از افراد در خارج از باشگاه ايجاد کرده که بيشتر به دسيسه براي جلوگيري از موفقيت اين تيم شکل ميگيرد نتايج در خور و شايسته مجموعه تيم فوتبال پرسپوليس اعم از مديريت، کادر فني و بازيکنان حاصل نشده و اين تنها به بهانه حضور بنده در اين تيم است. از آنجايي که با تمامي قلبم پرسپوليس و هواداران آن را دوست ميدارم، خنجر جدايي را در قلب خود فرو کرده واز کنار تيم دور ميشوم، شايد با اين اقدام دشمنان ما، خوشنود شوند و دست از سر اين تيم بردارند. اگر با جدايي من از پرسپوليس اين تيم راه قهرماني و موفقيت را طي ميکند اين افشين قطبي است که عشق و علاقه خود را فداي موفقيت پرسپوليس ميکند. اشکهاي جدايي از تيم پرسپوليس و هواداران را در خود نگه داشته تا در روز قهرماني پرسپوليس چه در ليگ برتر و چه در جام باشگاههاي آسيا، آنها را در لحظات شادي از چشمم جاري کنم. در خاتمه لازم ميدانم از تمام سعي و تلاش بيشائبه اعضاء هيات مديره باشگاه که در مدت فعاليت اينجانب در جهت ايجاد امکانات براي به ثمر رساندن تلاش بنده، کادر فني و بازيکنان از هيچگونه مساعدتي دريغ نکردند سپاسگذاري کنم. اميدوارم هواداران عزيز قدر زحمات آنان را گرامي بدارند. آنها همگي دل شير دارند.
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 9:26 توسط علی اصغر |
|
|
سلام دوستان من به عنوان مدير سايت هر روز نظرات شما عزيزان رو مطالعه مي کنم، از يکي دو ماه پيش تا کنون عده اي قصد بر هم زدن آرامش پرسپوليس را دارند، که به طريقه هاي اين عمل را انجام مي دهند! از شيوه هايي مثل نظر دادن و بر ضد مصطفوي و قطبي حرف زدن تا بالا بردن مربيان ديگر و ... پيشايش از همه شما عذر خواهي مي کنم چون مطلبم يه کمي طولاني شده ولي به نکاتي اشاره کردم که بد نيست شما هم بدونيد... * قطبي به دلايلي نزد پرسپوليسي ها محبوب است (منظورم پرسپوليسي هاي منصف بود، نه کساني که هر روز از يه جا خط مي گيرند و عليه هر فردي شعار مي دهند): 1- کاري کرد که مربيان بزرگي نظير: آري هان، دنيزلي، سوبل، بگوويچ و ... نتوانستند انجام بدهند. بعد از سال ها براي يک گل گريه کردم و لذت قهرمان شدن رو چشيدم!
* معايب قطبي از ديدگاه من (البته چون اينجا ايران است، من به عنوان معايب از آنها ياد مي کنم.): با توجه به دلايل زير، عده اي که کاملا هم مشخص است چه کساني هستند، دوست ندارند قطبي محبوب شود... 1- يه کمي زيادي راست ميگويد ! چرا منصفانه از قطبي و تيم انتقاد نمي کنيد؟! * در بازيهاي پرسپوليس با مس، ملوان، ذوب آهن و ... که داوران به راحتي هر چه تمام تر چندين امتياز ما را گرفتند، اگر چنين اتفاقاتي نمي افتاد آيا پرسپوليس در حال حاظر صدر نشين ليگ نبود؟! اگر آن امتياز ها را داشتيم آيا قطبي محبوب همه شما عزيزان نبود؟! * آيا ياد داريد در ادوار ديگر ليگ مانند 2 سالي که قطبي در پرسپوليس است استاديوم براي بازيهاي پرسپوليس اين چنين پر شده باشد؟! براستي شما بگوييد چرا اين چنين است؟ * آيا تيمي که با وجود کسر 6 امتياز باز هم قهرمان مي شود، داراي مربي سطح پاييني بوده است؟! * کسي نمي تواند بگويد قطبي دانش مربيگري ندارد زيرا قطبي در کنار بزرگاني چون: گاس هيدينک، بوره ميلو تينوويچ، پيم وربيک، ديک آدوکات مربيگري کرده است، آيا به راستي اين افتخارات نصيب هر کسي مي شود؟! * در مورد مبلغ قرارداد قطبي که مي گويند 1 ميليارد تومان است، آيا به نظر شما اين مبلغ براي 2 سال زياد است؟! در حالي که مصطفي دنيزلي در طول 1 سال 850 ميليون گرفت، آري هان در طول 3 ماه 500 ميليون گرفت و مربيان ديگر با مبالغي بسيار بالاتر از قطبي! آيا به راستي اين مبلغ زياد است؟! * در مورد ديکارمو هم بايد بگم که آيا در طول اين چند سال اخير بازيکنان اين چنيني در پرسپوليس و استقلال کم بوده اند؟! اگر محسن خليلي مصدوم نبود، هيچ وقت نه ديکارمو مي آمد و نه مي رفت! البته با توجه به ستارگاني که پرسپوليس دارد، شما حق داريد که از اين پرسپوليس ناراضي باشيد ولي هيچ وقت فراموش نکنيد که بزرگترين تيم هاي دنيا هم با بهترين بازيکنان دچار افت مي شوند و چند هفته اي را نتيجه نمي گيرند، اگر به افشين فرصت بدهيد همگي جواب اين اعتماد را خواهيد ديد و دقايقي زيبا مثل دقيقه 96 رويايي رو دوباره براي ما مي سازد. گذري به صحبت هاي شيرين امپراطور سرخ: "مي خواين قهرمان بشين، بايد اين را نشون بدين! از خودتون بياين بيرون، قايم نشين، خودتون را نشون بدين! / اگر مي بازي مثل يک مرد بباز، اگر مي بري مثل يک تيم ببر / من اگه بودم يه جوري مي زدمش نتونه از جاش بلند بشه / هيچکي دعوا نمي کنه با داور، هيچکي حرف نمي زنه، ميريم براي بردن / تو آسمون نوشته شده شما قهرمانيد / خدا مي خواد شما قهرمان بشيد / من نمي دونم چند تا آدم بايد چراغ ببينه، بايد چند تا دعا بخونه تا بدونه که شما قهرمانيد / من قلبم مي گه شما قهرمانيد / امروز نشون مي دين به تموم دنيا که شما بهترين تيم ايران هستيد " همه منتظر شکست افشين قطبي با پرسپوليس و يورش به او و تيمش هستند... واقعا چرا؟ چرا دوست ندارند قطبي محبوب بماند؟! يادتان باشد در اين مملکت هيچ کس نبايد محبوبيتش زياد شود!! اين است جواب سئوال ما... البته در پايان يادآور شوم که ما پرسپوليس رو بيشتر از هر کس و هر چيز ديگه دوست داريم، افشين جان تا وقتي مربي پرسپوليس باشي با تمام وجود از تو حمايت مي کنيم، همون طور که از مربيان پيشين حمايت کرديم. *** همه ي مردم شهر براي ريزش باران دعا مي کردند غافل از اينکه خدا با کودکي است که کفش هايش سوراخ است. به اميد اينکه دوباره لبخند را بر لب طرفداران پرسپوليس و امپراطور سرخ ها ببينيم!
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 9:21 توسط علی اصغر |
|
|
سلام دوستان من به عنوان مدير سايت هر روز نظرات شما عزيزان رو مطالعه مي کنم، از يکي دو ماه پيش تا کنون عده اي قصد بر هم زدن آرامش پرسپوليس را دارند، که به طريقه هاي اين عمل را انجام مي دهند! از شيوه هايي مثل نظر دادن و بر ضد مصطفوي و قطبي حرف زدن تا بالا بردن مربيان ديگر و ... پيشايش از همه شما عذر خواهي مي کنم چون مطلبم يه کمي طولاني شده ولي به نکاتي اشاره کردم که بد نيست شما هم بدونيد... * قطبي به دلايلي نزد پرسپوليسي ها محبوب است (منظورم پرسپوليسي هاي منصف بود، نه کساني که هر روز از يه جا خط مي گيرند و عليه هر فردي شعار مي دهند): 1- کاري کرد که مربيان بزرگي نظير: آري هان، دنيزلي، سوبل، بگوويچ و ... نتوانستند انجام بدهند. بعد از سال ها براي يک گل گريه کردم و لذت قهرمان شدن رو چشيدم!
* معايب قطبي از ديدگاه من (البته چون اينجا ايران است، من به عنوان معايب از آنها ياد مي کنم.): با توجه به دلايل زير، عده اي که کاملا هم مشخص است چه کساني هستند، دوست ندارند قطبي محبوب شود... 1- يه کمي زيادي راست ميگويد ! چرا منصفانه از قطبي و تيم انتقاد نمي کنيد؟! * در بازيهاي پرسپوليس با مس، ملوان، ذوب آهن و ... که داوران به راحتي هر چه تمام تر چندين امتياز ما را گرفتند، اگر چنين اتفاقاتي نمي افتاد آيا پرسپوليس در حال حاظر صدر نشين ليگ نبود؟! اگر آن امتياز ها را داشتيم آيا قطبي محبوب همه شما عزيزان نبود؟! * آيا ياد داريد در ادوار ديگر ليگ مانند 2 سالي که قطبي در پرسپوليس است استاديوم براي بازيهاي پرسپوليس اين چنين پر شده باشد؟! براستي شما بگوييد چرا اين چنين است؟ * آيا تيمي که با وجود کسر 6 امتياز باز هم قهرمان مي شود، داراي مربي سطح پاييني بوده است؟! * کسي نمي تواند بگويد قطبي دانش مربيگري ندارد زيرا قطبي در کنار بزرگاني چون: گاس هيدينک، بوره ميلو تينوويچ، پيم وربيک، ديک آدوکات مربيگري کرده است، آيا به راستي اين افتخارات نصيب هر کسي مي شود؟! * در مورد مبلغ قرارداد قطبي که مي گويند 1 ميليارد تومان است، آيا به نظر شما اين مبلغ براي 2 سال زياد است؟! در حالي که مصطفي دنيزلي در طول 1 سال 850 ميليون گرفت، آري هان در طول 3 ماه 500 ميليون گرفت و مربيان ديگر با مبالغي بسيار بالاتر از قطبي! آيا به راستي اين مبلغ زياد است؟! * در مورد ديکارمو هم بايد بگم که آيا در طول اين چند سال اخير بازيکنان اين چنيني در پرسپوليس و استقلال کم بوده اند؟! اگر محسن خليلي مصدوم نبود، هيچ وقت نه ديکارمو مي آمد و نه مي رفت! البته با توجه به ستارگاني که پرسپوليس دارد، شما حق داريد که از اين پرسپوليس ناراضي باشيد ولي هيچ وقت فراموش نکنيد که بزرگترين تيم هاي دنيا هم با بهترين بازيکنان دچار افت مي شوند و چند هفته اي را نتيجه نمي گيرند، اگر به افشين فرصت بدهيد همگي جواب اين اعتماد را خواهيد ديد و دقايقي زيبا مثل دقيقه 96 رويايي رو دوباره براي ما مي سازد. گذري به صحبت هاي شيرين امپراطور سرخ: "مي خواين قهرمان بشين، بايد اين را نشون بدين! از خودتون بياين بيرون، قايم نشين، خودتون را نشون بدين! / اگر مي بازي مثل يک مرد بباز، اگر مي بري مثل يک تيم ببر / من اگه بودم يه جوري مي زدمش نتونه از جاش بلند بشه / هيچکي دعوا نمي کنه با داور، هيچکي حرف نمي زنه، ميريم براي بردن / تو آسمون نوشته شده شما قهرمانيد / خدا مي خواد شما قهرمان بشيد / من نمي دونم چند تا آدم بايد چراغ ببينه، بايد چند تا دعا بخونه تا بدونه که شما قهرمانيد / من قلبم مي گه شما قهرمانيد / امروز نشون مي دين به تموم دنيا که شما بهترين تيم ايران هستيد " همه منتظر شکست افشين قطبي با پرسپوليس و يورش به او و تيمش هستند... واقعا چرا؟ چرا دوست ندارند قطبي محبوب بماند؟! يادتان باشد در اين مملکت هيچ کس نبايد محبوبيتش زياد شود!! اين است جواب سئوال ما... البته در پايان يادآور شوم که ما پرسپوليس رو بيشتر از هر کس و هر چيز ديگه دوست داريم، افشين جان تا وقتي مربي پرسپوليس باشي با تمام وجود از تو حمايت مي کنيم، همون طور که از مربيان پيشين حمايت کرديم. *** همه ي مردم شهر براي ريزش باران دعا مي کردند غافل از اينکه خدا با کودکي است که کفش هايش سوراخ است. به اميد اينکه دوباره لبخند را بر لب طرفداران پرسپوليس و امپراطور سرخ ها ببينيم! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 8:37 توسط علی اصغر |
|
|
پرسپوليس 2 - 2 صباباتري امروز پرسپوليس با داوري رحيم رحيمي مقدم در شرايطي ميزبان صباباتري قم بود که با توجه به نتايج نه چندان مناسب در اين فصل، نيازي مبرم به پيروزي داشت و هر کسي که بازي را ديده باشد، اين پرسپوليس را مستحق برد نخواهد دانست. در اين بازي پرسپوليس با سيستم هميشگي اش، يعني 1-3-2-4 بازي ميکرد که در آن حقيقي دروازبان، حيدري و باقري ها مدافعان مياني، محمد و نوري مدافعان راست و چپ، شيري و زارع هافبک هاي دفاعي، کريمي، باقري و پترويچ جلوتر از آن ها، و نيکبخت در نوک قرار داشتند. مشکل اصلي در اين بازي، نه سيستم بود، نه داور! مشکل عادت بد پرسپوليس بود، عادتي که هميشه کار را براي ما سخت کرده و جالب اين که مربيان هيچ وقت از آن درس نميگيرند. پرسپوليس وقتي گل ميزند و جلو مي افتد، دست به بازي تدافعي ميزند و همين باعث ميشود که گل تساوي را دريافت کند. بدبختانه اين هميشه مشکل ما بوده و هيچ مربي اي هم از آن درس نميگيرد. (حتي کسي که در سخت ترين شرايط يار و ياور بزرگاني چون ادووکات، هيدينک و وربيک بوده است.) پرسپوليس به هيچ وجه خوب نبود و از آن افتضاح تر افشين قطبي که عادت کرده بازيکناني را به ميدان بفرستد که هيچ اميدي به آنان نيست. به غير از منصوري که در حد متوسط بازي کرد، دي کارمو و خيرخواه به قدري افتضاح بودند که اگر تيم مشکل کمبود مهاجم نداشت، شايد در ليست 18 نفره هم قرار نميگرفتند. واقعاً که جاي خليلي خاليست ... نکته ي مهم تر اين که تيم واقعاً هدف خاصي نداشت! علاوه بر اينها، صباباتري به ما لطف کرد که بيش از اين گل نزد! اگر ضربه ي بياتي نيا که به تيرک دروازه برخورد کرد وارد دروازه ميشد، وضعيت بسيار بدي پيش مي آمد! پرسپوليس تبديل به تيمي خسته کننده، غير قابل اعتماد، پر نوسان، فاقد ابهتي که فصل قبل داشت و ... شده و اگر به همين شيوه ادامه دهيم، پرسپوليس در آسيا روزهاي بدي خواهد داشت! حالا پرسپوليس در سه بازي اي که در اين نيم فصل دارد، سه پيروزي ميخواهد و اگر اين پيروزي ها کسب نشوند، شرايطي بسيار وخيم خواهيم داشت! به اميد روزهابي پر از موفقيت، براي پرسپوليس! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 8:31 توسط علی اصغر |
|
|
فوتبال يکي از ورزش هاييست که تا حد زيادي به آمادگي جسماني و البته تاکتيک پذيري بازيکنان بستگي دارد. تيم هايي که اين دو فاکتور در بازيکنانشان وجود داشته باشد خوب نتيجه ميگيرند و تيم هايي نيز که حتي يکي از اين دو فاکتور را دارا نباشند، نتيجه ي مناسبي نخواهند گرفت. البته علاوه بر اين، فوتبال بازي ثانيه هاست و همچنين عواملي همچون خوش شانسي يا بدشانسي تيم، نوع داوري، کيفيت زمين و ... نيز در نتايج تاثير گذارند. اما معمولاً تيم هايي که در يک تورنومنت طولاني مدت مثل ليگ قهرمان ميشوند، همان دو فاکتور اصلي اوليه يعني آمادگي جسماني و تاکتيک پذيري را دارا هستند. شايد تا 4 هفته ي پيش، مشکل پرسپوليس با اين فاکتور ها بود. اما به تدريج افشين قطبي توانست با تغيير مکان برخي از بازيکنان در داخل ميدان، تيم را به صورتي در بياورد که حداقل يک زنگ تفريح براي تيم هاي ديگر نباشد! پرسپوليسي که مقابل مقاوت سپاسي ديديم، طوري بازي کرد که شخصيت پيروزي را داشت و فقط روي يک اتفاق يک گل خورد و در ادامه نيز نتوانست جهت بازي را تغيير دهد. مسئله اينجاست که تيم پرسپوليس، هنوز باور ندارد که باخت هاي خارج از خانه اش در برابر ابومسلم و فولاد فقط و فقط بر اثر ضعفي بوده اند که در آن زمان در دفاع تيم وجود داشته و البته اکنون تقريباً بر طرف شده. پرسپوليس باور ندارد که ميتواند در شيراز با چندين گل مقاوت را در هم کوبد و به همين دليل است که از آن همه موقعيت، به هيچ چيز نميرسد و به راحتي روي يک موقعيت نه چندان مهم گل ميخورد. به قول داريوش مصطفوي: راحت گل ميخوريم و سخت گل ميزنيم! البته گفته هاي ما در اين نوشته را به حساب طرفداري از نتيجه ي ضعيف هفته ي قبل نگذاريد. اما به هر حال ما واقعاً حقمان باخت نبود. اين تيم اگر در خارج از خانه نيز مثل بازي هايي که در تهران انجام ميدهد حريفان را تار و مار کند، خيلي راحت بالاتر از رقبا قرار خواهد گرفت. روز پنج شنبه ما در شرايطي به مصاف صبا باتري ميرويم که در دو سال اخير، به غير از بازي رفت فصل قبل که همه ديدند داوري چگونه سر پرسپوليس را بريد و بازي 2-2 مساوي شد، در ديگر بازي ها کاملاً برتر بوده ايم و مطمئن باشيد اگر پرسپوليس مثل چند هفته ي اخير بازي کند، صبا باتري مغلوب خواهد شد. در قسمت "نظرات دوستان" منتظر نظرات گرانبهاي شما در ارتباط با اين بازي هستيم ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 8:32 توسط علی اصغر |
|
|
پسري که از کودکي عاشق پرسپوليس هست! عشق به پرسپوليس بزرگ و کوچک نمي شناسد...
عشق به پرسپوليس باعث ميشه از شهرهاي دور و نزديک براي تماشاي بازي پرسپوليس به استاديوم بيايند...
ازدحام جمعيت در اين بازي به حدي بود که ما با اين که 5 ساعت قبل از بازي رفتيم استاديوم، جاي درستي نتونستيم بازي را تماشا کنيم (اين تصاوير مربوط به 2 ساعت قبل از بازي است، وقتي بازي شروع شد، تمام راهرو پايين هم پر بود)
ساندويچ فروشي کاملا بهداشتي رو در اينجا مشاهده مي کنيد! حداقل يه دست کش پلاستيکي دستش نکرده بود، و در کمال تعجب مي بينيد که چقدر هم مشتري داره... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 8:30 توسط علی اصغر |
|
|
پرسپوليس 0 – 1 مس کرمان
تيم فوتبال پرسپوليس در هفته ششم ليگ برتر فوتبال و در ورزشگاه آزادي در حضور بيش از 65 هزار تماشاگر مقابل تيم مس کرمان شکست خورد.
در پايان مسابقه هواداران و اعضاي کادر فني و هيئت مديره باشگاه پرسپوليس بشدت به عملکرد مسعود مرادي اعتراض داشتند و هنگامي که سوت پايان مسابقه را به صدا درآورد، حسين هدايتي و مجيد فرخزادي با حضور در داخل زمين به سمت وي رفته و بشدت از عملکرد وي انتقاد کردند.
افشين قطبي نيز در پايان مسابقه وارد زمين شد و بسوي مرادي رفت؛ اما بدون هيچ واکنش منفي و با حالتي کنايهآميز با داور مسابقه دست داد.
* با به صدا درآمدن سوت پايان مسابقه هواداران زيادي به قضاوت مسعود مرادي اعتراض کردند و هنگامي که وي قصد ترک زمين را داشت با اشيا و بطريهاي نوشيدني مورد حمله قرار گرفت که دو شي پرتاب شده با وي برخورد کرد. نزديک به 500 صندلي ورزشگاه آزادي نيز تخريب شد.
نظر مدير سايت: آقاي عنايت واقعا خجالت بکش، آقاي قهرماني، آقاي مرادي بر پدر و مادرتون لعنت که يه همچين نکبت هايي رو براي جامعه به دنيا آوردن! من موندم شما جواب خدا رو چي مي خوايد بديد ؟! هر هفته با داوري هاي افتضاحتون دل 30 ميليون آدم رو مي شکونيد ... اميدوارم که خدا از سر تقصيرات شما نگذره! فقط خيلي دوست دارم بدونم که اين مسعود خان مرادي چند واسه اين بازي رشوه گرفته ؟!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 10:47 توسط علی اصغر |
|
|
سایت کبوتر پرسپولیسی قصد دارد یکی از بزرگترین انجمنهای طرفداران پرسپولیس را پایه گذاری کندپس از کلیه طرفداران تیم پرسپولیس می خواهیم که در سایت عضو شدهو با ارسال مطالبی در مورد باشگاه پرسپولیس و بازیکنان و حواشی این باشگاهو مطالب دیگر ما و باشگاه را در پیروز شدن در جام باشگاههای آسیاو لیگ هشتم یاری فرمایید. با تشکر مدیریت سایت کبوتر پرسپولیسی |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم خرداد 1387ساعت 20:25 توسط علی اصغر |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم خرداد 1387ساعت 18:37 توسط علی اصغر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سایت کبوتر پرسپولیسی قصد دارد
یکی از بزرگترین انجمنهای طرفداران پرسپولیس را پایه گذاری کند پس از کلیه طرفداران تیم پرسپولیس می خواهیم که در سایت عضو شده و با ارسال مطالبی در مورد باشگاه پرسپولیس و بازیکنان و حواشی این باشگاه و مطالب دیگر ما و باشگاه را در پیروز شدن در جام باشگاههای آسیا و لیگ هشتم یاری فرمایید. با تشکر مدیریت سایت کبوتر پرسپولیسی |
| پیوندهای روزانه |
|
راهنمای سیستم بازاریابی و فروش تبلیغ آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1389 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 |
| پیوندها |
|
دنیای خنده و گریه سایت رسمی افسانه جومونگ راه کسب درآمد و پولدار شدن از طریق اینترنت لینک باکس ویژه میهن بلاگ سایت رسمی افسانه جومونگ تبلیغات هزینه نیست بلکه سرمایه گذاری است |
|
RSS
|